فرهنگ جبهه

با پررویی گرفتن

با پررویی گرفتن _ با زور پیروز شدن . با نهایت بی باکی به دشمن زدن ئ علی رغن ضوابط کلاسیک جنگیدن واستقامت کردن در برابر همه فشار هایی که در شرایط عادی مانع انجام کار هستند . می گفتند :بچه های گردان ( فلان ) با پررویی فلان جا را گرفتند ،یعنی کاری را که با عقل جور در نمی آمد کردند .

بابای بسیج

بابای بسیج _ امام رضوان الله تعالی علیه . به اعتبار اینکه حضرتش خود را یک بسیجی می دانستند وبسیجیان را فرزندان خود خطاب می کردند ،بچه ها ایشان را بابای خود می خواندند . «آقا» هم به ایشلن می گفتند . و وجوه تسمیه و کاربرد آن این بود که وقتی یکی از بچه ها دیگری را مخاطب قرار می داد و می گفت : آقا !جواب می شننید : آقا در جماران است.

با آفقتاب در آمدن

با آفقتاب در آمدن _ ساده وبی آلایش بودن . «همسایه آفتاب بودن » نیز می گفتند وبه یک اعتبار کنایه از این بود که شخص مثل آفتاب از پشت کوه در آمده ،روستایی وساده لوح است . و به اعتبار دیگر یعنی :مثل روز وضعیتش روشن است ،مثل آفتاب از هیچ چیز مضایقه ندارد و در دوستی و معاشرت بی دریغ است و بزرگوار .

اصطلاحات و تعبیرات

ایستگاه کسی را گرفتن - شخص مخاطب را روی وضعیت مورد نطر خود نگهداشتن . به اصطلاح پشت جبهه ای آن سر کار گذاشتن . عبارت « فرکانسش را گرفته اند » نیز به همین معنی به کار می رفت . هر دو از اصطلاحات مخابراتیها بود . همچنیین وقتی دو نفر با هم گفتگو می کردند و شخص ثالثی بناگاه وارد مباحثه آنها می شد به شوخی رو به وی کرده و می گفتند :از فرکانس ما برو بیرون .

اصطلاحات و تعبیرات

ایستگاه بهشت - محل اصابت خمپاره . جایی که انسان خرقه خاکی را می افکند و پذیرای دعوت دوست می شودذ.محل پیاده شدن از مرکب دنیا و رسیدن به حق.این عبارت را به محل اصابت خمپاره ای نسبت می دهند که با انفجار خود بعضی را با خود برده و از دنیا پر داده بود.

اصطلاحات و تعبیرات

ایرانی صحبت کردن - ترکی حرف زدن . به دو نفر که در جمع بچه های فارسی زبان ترکی صحبت می کردند ، وقتی می خواستند بگویند طوری حرف بزن که ما هم بفهمیم ، این عبارت را به کار می بردند. یا می گفتند " لطفا بزنید کانال یک " یعنی ما چیزی نمی فهمیم.

صفحه‌ها