فرهنگ جبهه

اصطلاحات و تعبیرات

امداد غیبی _ امداد گر . کسی که در شب عملیات و موقع در ماندگی به داد بچه ها می رسد . به طعنه واز سر مزاح هم این تعبیر را به کار می بردند ، به این معنی که  هر چه امداد گر است شب عملات غیبش می زند و هر چه امداد گر است شب عملیات غیبش می زند و هرچه صدا می کنی کسی به دادت نمی رسد !نیز به قایقهای کنترل از راه دور هم گفته می شد .

اصطلاحات و تعبیرات

النگاه سنتی _ نگاه کردن به نامرحم در شهر سنت من است !این عبارت را بر وزن «النکاح سنتی » رسول الله ( ص ) می گفتند وکنایه از آن بود که من آن مراقبت از اعمال را که در جبهه معمول ومتداول است در شهر ندارم با تا حدودی نا شدنی است و نوعی ملامت خود ،به اصطلاح  به «در می گویم دیوار بشنود » و مقایسه وضع شهر با جبهه خصوصا تهران .

اصطلاحات و تعبیرات

الله اکبر_ آتش بفرست ، آماده در یافت آتش شما هستم . اسمس رمز بود به عبارتی که دیده بان خودی می گفت ، برای درخواست آتش ادوات یا توپخانه و در جواب او قبضه دار و مسول آتش می گفت : «جانم فدای رهبر .» یعنی آتش را فرستادم تحویل بگیر . این عبارت و در واقع شعار موارد استعمال دیگری نیز داشته است .

 

صفحه‌ها